پاسخ داریوش رجبیان به ابراهیم عثماناف: «من تاجیکم، یعنی ایرانی

قوت قلبم تا اندازه ای کم شده بود و میدونستیم که مجبوریم برای عملی کردن برناممون بالا بریم به همراه بارهامون . و نیز مطالبی داشته در پادشاهی هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمشید، ضحاک (اژدهاک)، فریدون، سلم، تور، ایرج، منوچهر، کیقباد، کاوس، سیاوخش، کیخسرو، افراسیاب، لهراسب، گشتاسب، زرتشت، خانوادهی زرتشت، گروهی دیگر از وزیران و خاندانهای تورانی و ایرانی و نیز اوراد، دعاها، نمازها، احکام دینی، دستورالعملهای پراکنده در آداب و اصطلاحات مذهبی و مانند اینها و پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا بخشهایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیمترین بخش اوستا است و دیگر بخشها به آن کهنگی نیست.

بسیارى از آنها نظیر بخار آب و CO2 سمى نیستند، ولى با این حال این قبیل گازها هنگامى که از نظر تمرکز بالا باشند، سمى و خطرناکند. نظر شما بهعنوان نماینده دوره پنجم مجلس از جناح چپ آن زمان، چیست؟ اثری از پر حرفی و روده درازی در کتاب به نظر نمی رسد. به نظر می رسد که واژه های پامیر، پامیزوس، پاراپامیزوس و بامیان و … صاحب نظران زیادی به این اثر ارزشمند از ابعاد مختلف نظر انداخته و به تحسین آن زبان گشوده اند.

از مال التجاره سهمیه های گزاف می گیرند و یا تقاضا هایی می کنند که رد نمی شود. چه، ثریا بهاء را، خواننده کنجاو می داند که برای نگارش این کتاب، چه بهای بزرگی پرداخته، و چه درد هایی را متحمل شده، و چه سان شقاوت روزگار، تنش را فشرده و روحش را فسرده. هر چه شوهر را بر او تحمیل می کنند، ثریا تحملش می کند و دمی هم بفکر جدایی عملی از او نمی افتد و تمام جوش و جوانیش را به تار خامی می بندد و به امید عبثی به پیش میرود که خود نیز ، انجامش را نمی داند.

بیشتر نمونههاى لاجورد بدخشان داراى نقاط درخشانى از کانى پیریت است که علاوه بر افزایش زیبایى و شکوه سنگ، به عنوان نشانه اصل بودن لاجورد، ارزش خود را نشان مىدهد. او که در ( رها در باد ) از ده ها کتاب از مشاهیر دنیا یاد میکند، بیهوده نبوده، که مفدیت آنرا از جادوی واژه های کاربردی در لابلای سطر های کتاب ، می توان به آسانی استشمام کرد. چون، با همه ای سوز و گداز و عواطف یک زن و یک مادر نوشته شده است، حس نامریی و غیر مترقبه به انسان دست می دهد، یا دست هایت می لرزد، یا نا خود آگاه اشک می ریزی, یا لبخند بروی لبان جاری می شود و یا گاهی سکوت می کنی که این خود نوعی جادوی قلم نویسنده را نشان میدهد، که شاید به شکل معجزه آسا، حتی خواننده حس می کند که خالق اثر ، هم گاهی در پردازش و بیان قصه ها که چنین زیبانگاری های نهفته دارد، متوجه نشده باشد قصه ها و حکایات به تصویر کشیده شده باشد.

در نگاه اول اگر خواننده این کتاب ضخیم را به دست گیرد و ورق زند فکر می کند که احساس خستگی و کسالت در زمان خوانش آن خواهد داشت اما بر خلاف با همه ضخیم بودن آن وقتی خواننده آغاز به خوانش و مطالعه آن می کند، گیر می ماند و چنان زیر تاثیر حرف ها، لبخندها، اشک ها و تصاویر و صحنه ها غرق می شود، که گویی هرگز سری به بالا نمی اندازد، که در کجا نشته، چه می کند و با جریانات و حوادثی که در کتاب بیان شده است در حرکت است.

نویسنده از تلخکامی های خانواده گی روایت می کند، از آن وصلت ناجور و به اصطلاح ازدواج اضداد، از ناهمگونی های روحی و روانی، از تفاوت های فرهنگی، تعلیمی و تربیتی در ازدواج. وفرت تنوع و کثرت تتبع در کتاب، و افق بلند دید و درک نویسنده، مانع از آن است که آنرا، به نوعی از انواع متعارف نوشتاری نام گذاری کنیم . این خود از اوصاف بلند اثر است که خواننده و نویسنده را، خواهی نخواهی، بر آن میدارد تا قامت قلم قلمزنی را که این چنین قیامت برپا کرده است، بستایند.

ثریا بهاء ثابت کرد که از نیروی بالقوه و خلاقه اعجاب انگیزی برخوردار است، او در نگارش کتاب، به واقعات، از چشم انداز وسیعی نگاه می کند و حقا که به آن رویداد ها، با قوت تمام، بطور سحر آمیزی، تجسم و عینیت می بخشد و خواننده را به بلند ترین مرحله درک و دریافت شهودی می رساند. من بر آنم که رها در باد در کل، از همان آوان رژیم سلطنتی، به کتاب ( خاطرات خانه مرده گان ) مشابه است، که آنرا فدور داستایوفسکی آفریده و صحنه هایی از وضعیت دشوار و ناهنجار زندانی در سایبریا حکایت می کند.

کتاب رها در باد، زاویه های مختلف دیگری نیز دارد که خواننده آگاه باید به آن بیاندیشد و آنرا تحلیل و ارزیابی نماید و می ارزد که حتی در دانشگاه ها دانشجویان را تکلیف دهند تا روی این سند مهم و تاریخی کار نموده و اسرار زیادی را از آن کشف نمایند. اما مشکل می نماید که ( رها در باد ) را متصف به اوصافی کرد که محض زاویه یی از زوایای آنرا بازگو کند. این گزارش از سوی محافل علمی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و صحت و درستی آن مورد تردید قرار داده شد.

مولف شاه جهان نامه از او به «رابعهى دوم» نام برده و برخى تذکرهها اسم او را نیز ستى خانم نوشتهاند.(وف ۱۰۵۶)، پزشک و ادیب. زیرا، وقتی در اولین نگاه به حجم کتاب، از بیرون نگاه می شود، از فربهی آن، ذهن آدم، دستخوش توحش می شود. به این معنی که هر وقت یکی از دو برادر از خانه بیرون میشد، آن دستار و پیراهن را به کار میبرد، و برادر دیگر در خانه می نشست ، و بالعکس . کتاب ( رها در باد ) از خامه خامه زنی می تراود که نشان اصالت پدر بر جبین دارد.

جمهوری اسلامی ایران با احداث راه آهن بافق-بندر عباس و اتصال ان به راه آهن سراسری ایران و تکمیل راه آهن مشهد- سرخس، گامی در جهت متصل کردن کشورهای آسیای مرکزی و تاجیکستان به آبهای آزاد بر می دارد. معادن سلفر در افغانستان در میان آبهای گرم معدنی و بشکل جامد میباشد. در کتابهای أزهاراألفکار فی جواهر األحجار و آثارالبالد و اخبارالعباد، معادن لاجورد را در کوه های طخارستان ذکر میکنند که همان معادن بدخشان هستند. و یا کوههایی به مانند سبلان و سهند و بزقوش جزو رشته کوه فوق بوده ویا جزو ارتفاعات مستقل می باشند ؟ روزی حاکم دهکده در بالای کوه تصمیم به تصرف اراضی روستای پایین کوه می گیرد.

یک کوهنورد اسپانیایی متعلق به یک تیم دیگر که همچنین قصد صعود به k2 را داشت، در حین پایین آمدن از کمپ میانی به کمپ اصلی پس از شکستگی پا جان خود را از دست داد. از خاطرات و خطرات ناشی از آن می آغازد. نویسنده پیوسته تلاش کرده است که با تمام احساس خویش در همه فصول و ابواب قصه ها، خاطرات را به شکل سره و گلچین بنویسد، که بدون شک این نکته هم توانسته است جذابیت کتاب را نسبت به خواننده هایش افزایش دهد و از چرند نویسی و پرگویی و حرف های زاید جلوگیری کرده است و صادقانه باید گفت که تکرار واژه ها هرگز به نظر نمی رسد.

و و داع و پدرود با خاطرات تلخ و شرین زنده گی ! وجه مشترک دیگری که میان ( جنگ و صلح ) و ( رها در باد ) وجود دارد، اینست که در ( جنگ و صلح ) تولستوی، دقیقاً پنج صد قهرمان آفریده که با کمال استادی، هریک را با ویژه گی های فردی خودش ترسیم کرده است. در این صورت ، چه براهینی، گوینده مشابهت دو اثر را وداشته ، تا یکی را همانند دیگری بشمارد؟ س: در اواخر سال 1358، یعنی برابر به تجاوز ارتش سرخ به خاک و طن، هیئتی از کابل به سر پرستی قاضی جدیر جهت مذاکره به پنجشیر آمده بود، ما حصل آن دیدار چه بود؟

دیدگاهتان را بنویسید