هنوز به مقصد نرسیده بودیم

سطح خارجی مجسمه ها با گل مخصوصی که با کاه و موی جانوران سرشته بود صاف شده بود. سموچ هایی که از تندیس ها دورند و محل بود و باش راهبان عادی بوده اند، ظرافت و نفاست سموچهای نزدیک تندیس ها را ندارند. با توجه به ابعاد بزرگ این تندیس ها و امکانات ابتدایی آن زمان، اگر نگوییم یک قرن، قطعا زمان زیادی را در بر گرفته است. این معدن بیروج از نگاه کیفیت و حجم درجه اول در سطح جهان میباشد که در زمان سردار محمد داوود خان توسط روسها کشف گردیده است، که در همان وقت توسط دیوار سمنتی راه آن مسدود گردیده است.

او همچنین در تلاش است که مجسمه خوابیده ۳۰۰ متری را، که هیوانگ تسانگ زائر چینایی در سفرنامه خود از آن یاد کرده است، باز یابد. تونل سالنگ در ارتفاع 3٬950 متری از سطح دریا و در موقعیت مرکزی کوه های پربرف هندوکش قرار دارد. راه تندیس کوچک ، از کنار ایوان با پلکان مارپیچ به ش کل تونلی در دل کوه کنده شده است و در فاصله های معین دریچه هایی به داخل ایوان دارد که هم نور می گیرند و هم امکان دیدن بت را در ارتفاعات مختلف به بیننده میدهند. همین طور وقت جنده بالا در نوروز توپ های شادیانه را به سوی بتها، به خصوص بت بچه هایی که میان دو بت بزرگ نشسته بودند، فیر می کردند.

آنها تسلیم شدند و تورات را پذیرا گشتند و براى خدا سجده کردند. آنها مطابق با نیازشان تغییراتی را در سموچها ایجاد کرده بودند؛ مثلا دیواری داخل شان اضافه کرده یا کف آنها را برای احداث تنور کنده بودند. دیگران از بزرگی بتها نقل می کرده اند، مثلا می گفته اند که بت ها آن قدر بزرگند که لادوی آنها از ناف بالاتر نرفته است. دور از شهر و دیارتان هستید و آشنایی ندارید؛ مثلا دانشجویید؟

ولی ما باید از داریوش بزرگ سپاسگزاری کنیم بخاطر اینکه بعد از اتمام کار بنای یادبود بیستون، فرمان داد که زیر این بنای یادبود را بتراشند و همین عمل باعث شد که تا قرنها دست بشر این اثر با ارزش تاریخی را لمس نکند و از آسیب های ناشی از خوی زشت انسانها دور نگهداشته شود. شهرستان کوهدشت، با داشتن پیشینه تاریخی چند هزار ساله، از جمله سکونتگاههای نخستین انسانها در منطقه زاگرس بوده است.

آثاری از جمله سنگ نوشته برجسته داریوش اول از دوران هخامنشی، نقش برجسته هرکول از دوران سلوکی و نقشهای برجسته اشکانی مهرداد دوم و گودرز دوم از دوران ساسانی را در این مکان یافت که هر یک جزء مهمترین آثار تاریخی در تمام ایران به حساب میآیند. در کنار این نقوش و داستان تصویری، کتیبه یا سنگنبشتهای تاریخی نیز به چشم میخورد که به خط یونانی نوشته شده است. بت کوچک در کرک را نیز بچه آنها می دانند که ابتدا با پدر و مادرش یک جا زندگی می کرده، اما به دلایلی قهر کرده و رفته در دره ککرک اقامت گزیده است.

در شمال غربی و در بلندترین نقطه کوه پارک صفه، قلعه ای دیده می شود که می توان آن را معروف ترین جاذبه کوه صفه دانست. اکثر این سموچها بر دیوارهای شان تزیینات فوق العاده ای داشتند. این راه تا سینه بت از روی صخره است و پس از آن از پلکان سرپوشیده ای به بالا ادامه پیدا می کند. می گویند، مراحل کندن بتها به این قسم بوده که از بالا شروع کرده به طرف پایین آمده اند، چون آن زمان امکانات چوب بست به آن اندازه وجود نداشته که از پایین کار را شروع کنند. بعضی ها زمان ساخت شان را بر می گردانند به طوفان نوح.

همچنین آثار و جایگاه سه مجسمه کوچک نیز در دل صخره، در فاصله میان هر دو مجسمه بزرگ، دیده می شدند که در ایوان های کوچکی چهارزانو نشسته و در حال مراقبه بودند. ایستگاه راه آهن شهر کرج که در قسمت جنوب آزادراه تهران-کرج قرار دارد یکی دیگر از شبکههای انتقال مسافر و بار میباشد که فاصله آن از تهران به کرج ۴۱ کیلومتر و از ایستگاه کرج تا قزوین ۱۰۳ کیلومتر است. راهی که بالای سر بت بزرگ می رود، از فاصله دورتر در سمت راست بت است.

بعضی حتی می گویند او از این بت ها هم بزرگتر بوده، به طوری که وقت کار بت تراشی، زانو می زده. انگیلسها هم که از جنگ اول جهانی خسته و فرسوده شده بودند، با اندکی تعلل این تقاضا را پذیرفتند. اکثر این سموچها در دوران طالبان مسکن خانواده های مهاجر و فراری از جنگ بودند. این گل علاوه بر این که قسمت های برهنه مجسمه ها، مثل صورت و دست و ساق پاها را صاف کرده بود، چینهای ردا را نیز شکل داده بود.

اين شخص منافق بود و اعتراض او منجر به درگيري لفظي ميان بني عبداشهل و بنو حارثه شد. مرد از این کار اهالی عصبانی شد و هر روز وعده غیر ممکن تری به مردم داد. بعضی از سموی هایی که سالم تر مانده اند، برای جلوگیری از دست برد افراد غیر مسئول و سودجو درهایشان مهروموم شده اند. تعداد آن سموچها که در صخره هایی به طول صدها متر در کنار هم و در طبقات متعدد کنده شده اند، بی حد و حسابند. کمبود خواب و گشنگی هم بهش اضافه کن.

از این دالان بر فرق سر بت هم راه است. کف سموچها هم به طمع یافتن عتیقه جات سوراخ سوراخ شد. در آیه ی آخر سوره قبل(ذاریات)خواندیم: «یَوْمِهِمُ الَّذِی یُوعَدُونَ» که سخن از وعده ی قیامت بود و این سوره بعد از پنج سوگند می فرماید:آن وعده قطعاً واقع خواهد شد. بعد از او، محمد اوراز دومین ایرانی بود که به قله رفت. از ابوالقاسم عیسی بن وزیر و ابوطاهر مخلٌص و ابوالحسن بن جندی و جعفربن عبدالله فنّاکی رازی و علی بن محمد قصّار و علاء بن محمد رویانی و ابواحمد فرضی و عدهای یگر حدیث شنید.

فقط کشی نوح روی آب می ماند و فردی بلند قامتی به نام عوج بن عنق. یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۹۹ کلا ۱۱۶۹ نفر به قله صعود کرده و ۱۷۰ نفر جان خود را در کوه از دست داده بودند که به معنای نرخ مرگ ۱۴.۵ درصدی می باشد. این فیلم به تلاشهای آنها در جهت صعود این مسیر و چالشهایشان می پردازد. وقتی دره خشک می شود، مردم برای زندگی به آن جا می آیند.

جمیع ابدان و اعضای آن در صورت را ظاهر نموده اند و پشت آنها را به کوه داده، کمال صنعت ظاهر کرده اند. در تعریف عامیانه آنها دو بت نر و ماده هستند. این قاره ازقطب شمال تانزدیکی قطب جنوب کشیده شده و به دو قسمت امریکای شمالی و جنوبی تقسیم می شود . 17- چه قدر ازجمعیت جهان در قاره امریکا زندگی می کند؟ سموهایی که دارای سقف گنبدی هستند، نقش و نگارهای زیبایی، چه کنده کاری و چه نقاشی بر سقف داشته اند که فعلا چیزی از آنها باقی نمانده است. بعضی ها آنها را زن و شوهری میدانند که بر بامیان حکومت می کرده اند.

او به اندازهای بلند قامت بوده که ماهی را از دریا می گرفته و پیش خورشید کباب می کرده و میخورده. او خانه اش در سمنگان بوده و هر روز صبح پیاده به بامیان می آمده و شب باز می گشته. این کوه در دوران باستان بسیار مقدس بوده و از واژه باستانی (باگاستانا) بغستان به معنی جایگاه خدایان می باشد. فعلا ساحات باستانی شهر بامیان توسط ریاست اطلاعات و فرهنگ حفاظت می شود. طبق این باور وقتی طوفان نوح رخ میدهد تمام زمین زیر آب می رود. در وقت طوفان نوح که تمام کوههای بلند زیر آب رفته بوده، آب فقط تا زانوی عوج رسیده بوده.

افسانه دیگر حاکی است که فقط کسی که این بت ها را تراشیده به اندازه این بت ها بزرگ بوده. کوهدشت از آب و هوای معتدل و نيمه خشك برخوردار است. طبق افسانه دیگر، در زمان های قدیم در بامیان پر آب بوده. تا این که آب از جایی رخنه پیدا می کند و کم می شود. وقتی آنها می آیند، هنوز زمین و تپه ها نم داشته اند. آنها این بت ها را خدایان خود می دانسته اند و از هیچ گونه بذل و بخششی در راه آنها دریغ نمی کرده اند. طبق این افسانه چشمان بتها از گوهری بوده که می درخشیده و شب تمام دره ی بامیان را روشن می کرده است.

متاسفانه به دلیل برف و بارانی که داخل این سموچ راه یافته، قسمت های زیادی از این گچبری زیبا فروریخته است. بعضی ها سقف های مسطح دارند و بعض دیگر گنبدی هستند. هر دو تندیس به بالای سر خود راه دارند. در کنار این تندیس ها، در ارتفاعات مختلف، سموچهایی وجود دارند که با مهارت تمام کنده شده اند. رود کوکچه از کنار شهر می گذرد. در کنار این بالکن ها اتاق هایی است که احتمالا نیایشگاه راهیان ارشد بوده اند.

دیدگاهتان را بنویسید