اولین بانوی فاتح اورست و لوتسه در ایسنا: هیچوقت حمایت نشدم – ایسنا

شایان ذکر است این شهر مرکز تجاری بزرگی واقع در مسیر راه ابریشم بود که دریای مدیترانه و خاور نزدیک را به کوههای پامیر، تبت، چین و هند وصل میکرد. نوع سوم فوران آبدار کیلوئه در سال 1924 را نتیجه نشت سطح گدازه در دریاچه گدازه و حجاری آتشفشان و نفوذ بعدی آب به داخل مجاری خالی تصور میکنند. اکنون دراینجا موضوعاتی راکه در تاریخ بدخشان بازتاب یافته اند بصورت فشرده واجمال تذکر میدهیم.ساحه خاک، وسعت وسرحدات بدخشان در نتیجه جنگ های تهاجمی که اکثرا با چپاول مردم واشغال ویسرای جنگی همراه بود،گاه گاهی دستخوش تغیر میگردید.درعصر شگوفایی وترقی بدخشان به این مرز ها محدود بود: از سوی جنوب به سلسله کوه های هندوکش،از شرق کوهستان پامیر ومرز های چترال،از شمال دریای آمو وازغرب مرزهای قطغن مناطق خانان اوزبیک.

اگر چه این لغت برای صعود کوههای آسان نیز به کار برده میشود، اما درستتر آن است که استفاده از واژه کوهنوردی به شرایطی محدود شود که شرایط خاص زمین و هوا امکان بالقوه خطر را ایجاد کرده و برای ایمنی استفاده از تجربه الزامی میباشد. برای یک فرد آموزش ندیده ، کوهنوردی خطرناک خواهد بود. با وجودی که مسیر استاندارد صعود این کوه، حاکی از عدم احتیاج به تجهیزات و حربههای حرفهای و دشوار است (صعود به قلههای هشت هزار متری دیگر از قبیل کی۲ و نانگا پاربات بسیار دشوارتر است)، عوامل خطرآفرین طبیعی از قبیل ارتفاعزدگی، بادهای شدید و آب و هوای نامطلوب، ریزش بهمن و ناحیهٔ خطرناک یخشار خومبو نیز وجود دارند.

ارتفاع این کوه 3050 متر میباشد که وجود دیواره بلند و مستحکم در این کوه به شهرت آن افزوده و علاوه بر این در کتاب شاهنامه اثر فردوسی از مردی به نام فرهاد سخن به میان می آید که عاشق زنی به نام شیرین می شود، بر اساس آن افسانه خسروپرویز به فرهاد دستور می دهد که دور کوه بیستون را برش بزند تا به آب برسد و اگر موفق شد می تواند با شیرین ازدواج کند. کوهنوردی که بالارفتن از کوه هم خوانده میشود، ورزش یا تلاش در جهت دستیابی به نقاط مرتفع یا قله در مناطقه کوهستانی میباشد که عمدتا برای لذت بردن از صعود انجام میگیرد.

در واقع ورزش کوهنوردی عنصر چالش را درون خود دارد که در تعاریف مختلف و دیدگاههای گوناگون می توان آنرا مشاهده کرد. درنیمه دوم سده نزدهم بدخشان درآسیای مرکزی درخط مقدم رقابت های استعماری بریتانیای کبیر وامپراتوری روسیه تزاری قرار گرفته وتوجه شخصیت های سیاسی روس وانگلیس ،نویسندگان وپژوهشگران را بخود جلب نمود.شماری از سیاحان ،کارمندان استخباراتی و اطلاعاتی روس وانگلیس ازاین کشور دیدن کرده خاطرات و نبشته هایی درباره آن از خود بیادگار گذاشته اند.هم اکنون بیشتر ازصد ها اثرو منبع وماخذ در موضوعات گوناگون در باره بدخشان وجود دارد.

منبع دیگریکه درآن وقایع بدخشان ثبت شده اثر ب.ا.احمدوف است که در سال ۱۹۸۲ در تاشکند نشر یافته ودر آن به ویژه مناسبات میان خاندان میر یاربیک خان حکمران بدخشان وحکمرانان بلخ بررسی میشود.دراثر ن.ل.لوژیتسکی که درسال ۱۹۸۶ درمسکو به چاپ رسید ،معلومات ضمنی در باره مناسبات بدخشان وچترال در سده نزدهم درج گردیده است.شرق شناسی روسیه برای اینکه تحقیقات وپژوهش های همه جانبه را درباره تاریخ بدخشان انجام داده باشد،سعی ورزیده تا ازمنابع اصلی ودست اول استفاده نماید .بنا برآن در سال ۱۹۵۹ تا ریخ بدخشان به اهتمام ا.ن.بولدریف در دانشگاه دولتی لینینگرادبا شمار اندک به چاپ رسید.این کتاب در حقیقت امر همان تاریخ قدیم بدخشان است که به زبان پارسی به خط نستعلیق به شیوه نوشتاری شکست تحریر یافته ،نقل اصلی آن در کتابخانه آثار خطی انستیتوت شرق شناسی روسیه در بخش لنینگراد حفظ است واز روی آن عکس برداری وتکثیر شده است.

نسخه دوم تاریخ بدخشان دراندیجان نزد شخصی بنام فضل بیک دریافت شد ، که دراین کتاب نه تنها نسخه خطی سنگ محمد موجود بود بلکه دوام تاریخ بدخشان تا آغاز سده بیستم رااحتوا مینمودو توسط شخص مالک کتاب یعنی میرزا فضل بیک سرخ افسر که سالی چند در بدخشان میزیسته تحریریافته بود.میرزا فضل بیک دوام تاریخ بدخشان رابعداز میرزا سنگ محمد بدخشی تا سال ۱۳۲۵ ه.ق.(۱۹۰۷ع.) در شهر آش نوشته وتکمیل نموده است. توسط سردار نایب علم خان حکمران افغانی مزارشریف شکست خورد.میر محمود خان بوسیله عساکر افغان اسیر ودرتاشقرغان زندانی شدومیرعالم پسر شاه سلیمان بیک بحیث حکمران تعین گردید.در سال ۱۸۷۴ میرعالم خان از امیران افغان اطاعت نکرده بدخشان را کشور مستقل اعلان نمود،مگراز قوای نایب علم خان شکست خورده به بخارا فرار کرد.امااعلان استقلال بدخشان دراین دوره وفرار میرعالم خان به بخارا مشکوک است ،زیرا در سراج التواریخ جلد دوم فتح دو باره بدخشان توسط افغان ها ذکر نشده است.

معلومات مزیدی در چند مورد بصورت جداگانه راجع به تاریخ بدخشان در کتاب سراج التواریخ وجود دارد که توسط فیض محمد خان کاتب دبیرومورخ دربار امیر حبیب الله خان نگاشته شده است.محتوای این اثر درباره واقعیات تاریخی افغانستان ومناطق همجوار آن از سال (۱۷۴۷ تا ۱۸۹۶ ) ع. زندگی اقتصادی مردم بدخشان نیز دراین اثر بصورت روشن تبلور یافته است.منابعی که عواید دولت ازآن بدست می آمد عبارت بود از: مالیه زمین وحاصلات زمین از دهقانان ومالیه مواشی از کوچیان مالدار،عواید استفاده از معادن لاجورد،لعل وطلا که در حوزه دریای کوکچه وساحل راست رودخانه پنج موقعیت دارد.

از آنجا پانزده هزار غلام رابا خود به فیض آباد آورد .این باجگیری از پیروان مذهب اسماعیلیه چترال وساحل راست رودخانه پنج کمافی السابق زیر پوشش دفاع از اسلام ومبارزه باالحادصورت میگرفت. پس از آن با رها کردن گوسنفدان در آنجا خواستند از بوی عطری دل انگیزی که به طور طبیعی در آن محل به استشمام می رسد جلوگیری کنند. پس از این شکست مسلمانها متوجه شدند که اگر از رسول خدا (ص) نافرمانی کنند و ایمان آنها سست شود، عنایات الهی از آنها برداشته میشود و از دشمن آسیب میبینند.

ترجمه این کتاب بزبان روسی نیز موجوداست .چون خوانش این اثر به خط شکست نستعلیق برای خوانندگان خالی از اشکال نیست،نخست میخواستم آنرا اززبان روسی به زبان فارسی برگردانم اما بعد متوجه شدم که متن کتاب بزبان روان وخیلی زیبای سده های ۱۷-۱۹ میهن مان تحریر یافته که خواندن آن به خوانندگان عزیز خیلی خوش آیندوسهل خواهدبود.صرف من کاری انجام داده ام که آنرا ازخط شکست نستعلیق با استفاده از متن روسی به خط چاپی عادی فارسی برگردانم.برخی اشکالی که در نوشتاری وخوانش آن بچشم میخورد آنرا ازروی نسخه روسی بررسی نموده حل ساختم.

در سال ۱۹۷۴ت.گ.ابایف رساله یی بنام « شرح تاریخ بدخشان» در شهر تاشکند نشر کرده ودرآن برمبنای معلومات منابع شرق، مواد آرشیف ومواد مفصل فرهنگی اطلاعات مربوط بجوانب هستی بدخشان راجمعبندی وتصنیف نمود.دراین رساله مناسبات اجتماعی واقتصادی این کشور و روابط خارجی بدخشان در نیمه دوم سده نزدهم به بررسی گرفته میشود. در باره اشکال زمینداری فیودالی اطلاعاتی وجود ندارد.درتاریخ بدخشان تنها از زمین های « جاگیری» و اوقاف نام برده شده ،مگر این موضوع ونظم زمینداری واستفاده از زمین در دیگر منابع مربوط به تاریخ و فرهنگ بدخشان بصورت مفصل شرح یافته است. همچنان نوشته های دیگری درباره تاریخ بدخشان در آثار ومنابع تاریخی وجغرافیایی که بصورت خاص یا عام راجع به آسیای میانه،ایران ،افغانستان ومناطق شمال غرب هند نشر شده ،نیز بمشاهده میرسد.این منابع و آثار از نگاه زمان ،جهات واهمیت گوناگون بوده و به زبان های مختلف نگاشته شده است.

در اثر دوم درباره تاثیرات سیاسی چین بالای شغنان وبدخشان تشریحات صورت گرفته وراه های مواصلاتی تاریخی را از چین به بخارا از طریق کنار رودخانه پنج توضیح میدارد. باباخان پسر نصرالله خان بحیث امیر بدخشان مستقل بر تخت حکمرانی جلوس نمود.آنچنانکه تاریخ بدخشان توضیح میداردباباخان پس از مدتی از امارت بدخشان خلع شد وشهزاده حسن پسرمیر شاه به تخت امارت نشست. در زمان این شهزاده جنگ های داخلی در بدخشان آغاز گردید ومیان شهزاده حسن ومحمد عمر خان حکمران رستاق تشنج پیداشد که در زور آزمایی برد به طرف محمد عمر خان بود.دراین هنگام امیر مظفر امیر بخارابا استفاده از وضع بحرانی میخواست بدخشان را متصرف شود،بدین منظور میر عالم خان پسر سلیمان بیک امیر اسبق بدخشان راکه در بخا را فراری بود ،باسلاح وپول تجهیز نموده وهدایت دادکه در بدخشان مداخله کند .او متیقین بود که میر عالم خان پس از فتح بدخشان از وی تابعیت خواهد کرد.

راه های که این ولسوالی را به مرکز وصل مینماید خیلی صعب العبور بوده و درجریان زمستان مردم به مشکل به مرکز سفر مینمایند که فقط از مسیر دریا امکان پذیراست و همه ساله تعداد زیادی از اموال کسانیکه ازین راه ها سفر مینایند به دریا واژگون شده وغرق میشوند که گاهی شامل حال انسانها هم میگردد. این مساحت کوهستانی و صعب العبور در موضع تقاطع آسیای میانه ، نواحی شمال غرب قاره هند ، ترکستان شرقی و ولایات شمالی افغانستان موقعیت داشته از زمان های خیلی دور میان مناطق درونی آسیای میانه نقطه ا تصال بود.

مُهمنددره: این ولسوالی در ٤٠ کیلومترى شرق شهر جلال آباد موقعیت دارد. امیر عبدالرحمان خان به سرکردگی سردار عبدالله جان از خان آباد نیروی نظامی تازه دم به بدخشان فرستاد.درنتیجه پس از جنگ خونین میرعالم خان شکست خورد وسردار عبدالله جان از طرف امیرعبدالرحمان خان به حکومت بدخشان مقرر شده واین کشور مستقل وآزاد کوهستانی که دجریان چندین سده استقلال خودرا در برابر تهاجم وحملات وحشیانه امیران قبایل افغان حفظ نموده بود،بصورت کل وجبری به قلمروی افغانستان الحاق گردید. توده هواهايي كه درياي خزر را طي ميكنند در حين پيمايش آن از بخار آب دريا بهرهمند شده و پس از برخورد با ارتفاعات البرز بارندگيهاي فراواني را در دامنههاي پرشيب آن ايجاد ميكنند.

ترکیب قومی بدخشان چنان است که اکثریت مردم آن تاجیک بوده وبه زمینداری و زراعت اشتغال دارند.گروه اتنیکی اوزبیک نیز دربدخشان وجود دارند که اساسا مردمان کوچی ومالدار بوده وبه زمینداری نیز سروکار دارند.قوم اوزبیک بیشترشان به قبیله قطغنی،قارلیغ،بورکیاوایتمات تعلق داشتند.درمناطق کوهستانی بدخشان شمالی گروه های نژادی ایرانی زبان چون وخی ها،اشکاشمی ها روشانی ها،شغنانی ها وغیره حیات بسرمیبرند.هزاره ها ،بلوچ ها ،قلماق ها وکاشغری ها نیز در قلمروی امرای بدخشان سکونت داشتند.کاشغری ها عمدتا در فیض آباد ونواحی آن مسکن گزین بودند.دراین جا ازافغان ها نام برده نشده( که تعداد آنها در ابتدادر بدخشان ناچیز بود،اما پس از الحاق بدخشان به کشور افغانستان در اثر سیاست حکومات افغان مبنی بر نقل مکان قبایل افغان به مناطق حاصل خیز اشغالی به شمار آنها افزوده شد) .در بدخشان اقلیت قیرغیز نیز سکونت داشتند.

در شهر فیض آباد مرکز امارت بدخشان چندین مدرسه ومکتب فعالیت داشت که در آنها برای تدریس علماوفقها ازهندوستان دعوت میشد. این تقسیم بندی شامل موارد زیر می باشد: 1- رشته کوه البرز این رشته از حوالی جنوب آستارا آغاز و با قوسی بلند در جنوب دریای خزر تا نزدیک علی آباد کتول پیش می رود. گفتنی است در این جنگ دفاعی، پیامبر(ص) با سپاهش کنار کوه احد موضع گرفت و تعدادی تیرانداز را بر تپهای در همان حوالی گماشت تا مشرکان نتوانند از پشت به مسلمانان حملهور شوند. دیگر کوه آتشفشانی کشور اندونزی کوه «آگونگ» در شرق جزیره بالی است.

دیدگاهتان را بنویسید